چشم اندازی از لهه

غروب پاییز

نون کوهی (چایی نون)


شهر مه الود من

سرسبزی ییلاق


کلبه

کلبه قدیمی و حلا دیگه متروکه،

کنارش که وای میستی دلت میگیره،هم از بوی کاه گلش هم از اینکه چرا دیگه کسی اونجا زندگی نمیکنه..



تکیه و سقاخانه روستای لهه

برگشت به وبلاگ داری

سلام

من برگشتم

اینم واسه شروع



فصل پرتقال تامسون

جهش ژنتیکی در پرتقالهای تامسون


آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک">

تابستون داره میره


نمایی دور از روستای شالینگچال






باز هم انبوهی از ابر قرار گرفتن بالای این ابرها حس وصف ناشدنی به ادم میده باید در اون شرایط بود





ولهه کوه پس از باران



بچه های غرور افرین

و با ز هم یکی از بچه های دیار بندپی این بار از روستای سید نظام الدین افتخاری بس بزرگ برای مرز و بومش کسب کرد.خانم فاطمه ولیزاده پاشا فرزندی از دیار پاشا امیر.ایشان موفق به کسب رتبه 1 کنکور سراسری در رشته زبانهای خارجی و رتبه 8 در رشته علوم تجربی شدند.خانم فاطمه ولیزاده پاشا فرزند اقای نورعلی ولیزاده پاشا مهندس شرکت گاز و نوه مسن ترین شخص حال حاضر بندپی که در قید حیات هستند یعنی درویش قدرت ولیزاده پاشا هستند. ایشون قراره امشب در برنامه زنده ماه عسل از شبکه 3 سیما شرکت داشته باشن.برای ایشان و خانواده محترمشون ارزوی موفقیت داریم.



استانه تابستانی گرم

و عکس هایی که من دوستشان دارم

اینجا بندپی








کلبه تینار

این پست و با یه کلبه ی ییلاقی از روستای انیجدان شروع میکنم


روستا های شیخ موسی و لهه از نمایی جدید و خطرناک!!!








هر چه به سمت روستاهای بالا دست لهه میریم از پوشش سبز منطقه کاسته میشه..






نهایتا یک سیزده به در خوب و تاسفی همیشگی از بعضی کارهای خودمون.



اخرینه 90

راستش نمیخاستم تا سال دیگه پست بدم ولی دلم نیومد سال ۹۰ و بدون پست پایانی تموم کنم.این پست شامل چندتا عکس گلچین شده از ۴ فصل سال از سرزمین ۴ فصل من.شما رو به دیدن تک تک اونها دعوت میکنم

امیدوارم سال جدید سالی متفاوت براتون باشه.از همه ی دوستای عزیزم که تو این ۳ سال با نظرهای محبت امیزشون به من انرژی دادن تا در معرفی وطنم مازندران به دنیا کم نیارم تشکر ویژه دارم.خداحافظ تا ۹۱

و ابرهایی که در هم لولا شده اند...!

وقتی شرایط محیا باشه از دل سنگ هم گل رشد میکنه

توضیح نمیخاد که!

نمایی دور از کیجابور

میوه ای که  در ارتفاعات مازندران رشد میکنه

 

خانه هایی که بالاتر از ابرها بودند...

اي شعر و يكي از دوستان خوش سليقه سرودن،بيشتر مربوط ميشه به عكش پست ييلاق تابستوني

بد نيست از نظر شما هم بگذره


- این شعر سفارشی ست...
برای تو
که روزی
در چشمانت
رقصِ خفن ترین دوربین های جهان را
میشد دید
- چه کسی عمق نگاهت را درید ؟!
...
فراموش کرده ای مسير بين دو روستاي شالينگچال و لهه را ؟!
و خانه هایی را که بالاتر از ابرها بودند...
ببین...
ابرها چگونه لولای هم شده اند!
راستی ؛
من و تو
چرا هنوز نمی دانیم
که ابرها
آبی ند یا سفید
- یا که خاکستری...؟!

خانه ات که هنوز
پراز تلسکوپ های کودکانه است؛
نگاه کودک را با ناجوانمردی هوا چه کار ؟
زمینِ برفیِ احساست را دریاب
تا
یخ نزند
تاریخ انقضایت را لاک بگیر
- گاهی باید خودمان را گول بزنیم...

مولود امامي

هوا بس ناجوانمردانه سرد است


هوا بس ناجوانمردانه سرد است




يادم مي ايد روزي را كه به تكيه روستاي پايين شالينگچال رفته بوديم.روزي كه مسابقه ي فوتبالي بين بچه هاي ان ييلاق و بچه هاي ييلاق ما يعني لهه برگزار شد.يادم مي ايد ان بازي را برديم ولي جايزه مان را به ما ندادند

يادم مي ايد پارتي بازي شد.اما ما خوشحال بوديم...كودك و خوشحال





و اين هم لهه و بس

ييلاق تابستوني



عكسي از سر در يا در ورودي به حياط يك خونه ييلاقي در روستاي لهه.قديم تر ها رسم بود كه در ورودي به اين خونه ها بدين صورت ساخته مي شد.شما وقتي وارد اين حياط ها ميشدي تا چند قدم يه سقف بالا سرت بود.از بوم اين سازه به عنوان انبار كاه معمولا استفاده ميشد.

الان ديگه كسي اصلا ازين سبك استفاده نميكنه حتي در روستاهاي بالادست بندپي.و اندك ورودي هايي كه به اين سبك ديده ميشه مربوط به سالهاي دوره كه بوي خاطره از سر و روش ميباره..



مسير بين دو روستاي شالينگچال و لهه.خونه هايي كه تو عكس مشخص هستن بخشي از روستاي شالينگچال هستن.

دلتنگ ييلاق

امروز ميتونين سه تا عكس با مارك lehekoh ببينين.توصيه ميكنم از دست نديد.ارامش بخشه




و زيبا ترين عكس اين پست از ديد خودم






هستم تا هستم



وقتي چشمات خشك بشن

از چشات اشكي نياد

وقتي قلبت بشكنه

هيچي از دنيا نخاد

تازه ميشي مثل من

تازه ميشي كوه غم





تا بعد...




سبزيه جنگلا

خيلي كم از جنگل هاي مازندران وبندپي تو وبلاگم عكس گذاشته بودم.

چند وقت پيش يكي از انگلستان كامنت گذاشته بود؛وخواسته بود اين كارو انجام بدم.منم تو ارشيوم گشتم و 2تا عكس از توش انتخاب كردن.اين دوست عزيز حالا ميتونه سبزيه جنگلاي اينجارو با اروپا مقايسه كنه








سيلاب سجرو

همون طوري كه چند روز پيش تو پست قبلي زير عكس دوم اشاره كرده بودم رودخونه سجرو هر از چند گاهي كمي خشمگين ميشه،اخرين بارش همين ديروز بود كه ايندفه بدجوري خشمگين شده بود و در اثر بي احتياطي يه قرباني هم گرفت.البته من ديروز محل نبودم ولي از وبلاگ  *بندپي بهشت مازندران * يه عكس به امانت واستون ميزارم كه ببينين.اين عكس مال پايين دست سجرو هستش.اونجايي كه اون بنده خدا غرق شد خيلي بالاتر از اين مكانه.دقيقا دومين عكس پست قبلي


مرور خاطرات


هر كدوم از اين عكس ها تداعي كننده يه خاطره شيرين واسه منه.

غروبي كه هر چند هر روز به اين شكل تكرار ميشه ولي هميشه واسم تازست.اونو با هيچي عوض نميكنم



كنارم هستي و اما دلم تنگ ميشه هر لحظه

خودت ميدوني عادت نيست،فقط دوست داشتن محضه

كنارم هستي و بازم بهونه هامو ميگيرم

ميگم واي چقد سرده ، ميام دستاتو ميگيرم

يه وقت تنها نري جايي ،كه از تنهايي ميميرم

ازين جا تا دم در هم بري دلشوره مي گيرم.....



اينحام مزرعه برنج روستاي سماكوش محله ست.كه هر چند وقت يه بار مورد هجمه سيلاب سجرو قرار ميگيره و چيزي ازش باقي نميمونه ولي با همت اهالي بازم سرپاست




اين يه افتخاره

چند روز پيش وقتي پاي تلوزيون نشسته بودم نفرات برتر كنكور سراسري امسال اعلام ميشد.در بين اين نفرات اسم دانش اموزي بود كه وقتي اسمش به عنوان نفر سوم گروه علوم انساني اعلام شد اولش باورم نشد ولي وقتي خوب به پسوندش توجه كردم ديدم درسته ،عبدالله عباسي فيروزجاه ،

خب خيلي خوشحال شدم،از بچه هاي منطقه خودم بود،تو مدرسه اي درس خونده بود  كه منم دوره دبيرستان و اونجا گذرونده بودم.

منطقه كوهستاني و جنگلي بندپي شرقي هميشه از اين نظر مطرح بوده و در طي ساليان گذشته افراد زيادي بودن كه چه تو درس چه تو ورزش واسه اين منطقه و استان مازندران افتخار كسب كردن،ولي مدتي بود كه يه همچين افتخار بزرگي نصيب كسي تو بندپي نشده بود.

من عبدالله و از نزديك نديديدم ولي همون طور كه حدس ميزدم و ديشب هم همه از شبكه سراسري ديديم در يه خونواده ساده و زحمتكش روستايي بزرگ شده كه از راه دامداري مخارج زندگيشونو تامين ميكنن، خيلياتون اگه اين شرايط سخت و از نزديك ببينين باورتون نميشه كه يه نفر از تو همچين روستايي بتونه اين افتخارو كسب كنه

اميدوارم اين شير بچه بندپيي به اين قانع نشه ومسايل مالي مخصوصا مانع صعودش به اوج قله علم نباشه.

تشابهی خواستنی

چرای مه در میان جنگل انبوه شمال در کنار چرای گوسفندان اینه اون تشابه خواستنی که مدتی بود به دنبال فرصتی مناسب برای شکار این سوژه بودم

و عکسی از مراسم سنتی کشتی لوچو که در هوایی سرد و مه الود برگزار شد.از لباس تماشاچیا میشه فهمید هوا چقدر سرده .الان اخرای تیر ماهه!!

تابستون 90 هم رسید

روستای لهه در هاله ای از ابهام...!

 

مه.سنگ حنایی.گون و ...عناصر اصلی طبیعت کوه

خرداد و تعطیلات سه روزه

هر ذره در این مزرعه,مهمان تو هست***************هر ریش دلی بحق ,پریشان تو هست

کس را نتوان یافت که جویای تو نیست***************جوینده ی هرچه هست,خواهان تو هست

خمینی کبیر








من که خودم اهل اینجام به کسایی که صاحب این خونه هان حسودیم میشه

همین


مکان:بابل.بندپی شرقی.ییلاق تررجه

در ضمن اپ این دفه فقط واسه کسایی که به وبلاگم لطف دارن و واسش وقت میزارن

این روزا اصلا وقت ندارم .شاید 20 روزه خودمم وبلاگمو ندیدم.

یا علی


خونه های دیروز  خونه های امروز

در اين پست سعي شده باز بون عکس خونه هاي قديمي با خونه هاي جديد ساخت تو ييلاقات مقايسه بشه.

خودتون قضاوت کنيد.


گاهي وقتا دست خود ادم نيست نميدونم تا حالا از کنار خونه هاي کاه گلي رد شدين يا نه.حالا مهم نيست خونه تو ييلاق باشه يا جزيي از يه کوچه باغ تو محله هاي قديمي شهرتون.به قول استاد دست من نيست نفسم از عطر تو کلافه ميشه









البته اگه سعی بشه در ساخت و معماری ویلاهای جدید از مصالح منطقه و بومی استفاده بشه و از طبیعت منطقه الهام گرفته بشه بد نیست.بالاخره این خونه های قدیمی سنگ به سر باید یه روزی خراب میشدن و بجاش خونه هی جدید ساخته میشدن.ولی سبک و سیاقی که الان داره ازش استفاده میشه ریشه ای جز چشم و هم چشمی نداره....







امیدوارم همه کسایی که عکسای خونشون و بدون اجازه تو وبلاگ قرار دادم راضی باشن.والا به خدا ما طاقت چوب حق الناس و نداریم .راضی باشین دیگه.دمتون گرم...

13 به در ییلاقی

چندتا عکس از 13 به در سال 90 و خواهید دید البته .مثل همیشه طبیعت.مازندران .ییلاق

اولین عکس از تکیه پیش روستای لهه هست.این صحنه تو فصلای مختلف عکس گذاشتم.البته الان به نظر نمیرسه بهار باشه.بهار اینجا مثل اکثر جاهای شمال تو اردیبهشت ماه دیدنیه.





این تصویر هم از یه جایی گرفت به اسم  لوتکی  جایی که جون میده واسه نشستن و ساعتها خیره شدن به دور دست ها





یه عکس از یه خونه قدیمی و متروکه در حال حاضر.کسی توش زندگی نمیکنه .وقتی بهش نگاه میکنی بدجوری دلت میگیره مخصوصا وقتی یاد اون مقع هایی میوفتی که کسایی توش زندگی میکرئدن

ادم یاد شعر  میرن ادما.... میوفته

وقتی اعتراض مد می شود

امروز وقتی از سر کار به خونه بر میگشتم تو یکی از میادین شهر یه بنری دیدم که نظرم و به خودش جلب کرد.که عنوانش بود سخنی با رسانه دینی جهت اعتراض به سریال پایتخت.!!!


این روز اگه تو یه جمع مازنی نشسته باشی و اگه مخصوصا تو این جمع یکی دو تا جوجه دانشجو هم باشن که جدیدا تازه به دوران هم رسیده باشن و خودشونو صاحب نظر هم بدونن خواهید دید که چجوری سازند های این سریال مورد هجمه و توهین به اصطلاح روشنفکرانه این جمع قرار میگیرن.

من نمیدونم چی این فیلم بد بوده که به تریپ قبای برخی افراد بر خورده به شدت هم برخورده که برای این که شدت این برخورد و نمایان کنندوتا همه از جریحه دار شدن روحیه لطیفشون مطلع بشن پا میشن میرن تو پر رفت و امد ترین میدون شهر و گلوگاه عبور مسافرین نوروزی یه همچین بنری نصب میکنن!

اگه اعتراض به لهجه شمالی به کار رفته تو این فیلمه که نمیدونم به کجاش اعتراض کردن !مگه لهجه خودشون بهتر و لطیف تر از این لهجست؟لهجه فیلم دقیقا لهجه درصد بالایی از مناطق مازندرانه و اگه اقایون از این لهجه خجالت میکشن که خب مشکل از خودشونه و باید از این خجالت کشیدنشون شرم کنن.اگه هم نقش علیرضا خمسه و نقی نقی گفتن اون غرورشونو جریحه دار کرده که باز هم باید شرم کنن.

اگر هم از ساده نشون دادن روستایی های مازنی اعتراض دارن باید به این دانشجویان روشنفکر و عمدتا بسیجی(متاسفانه دقیقا 9 کانون وابسته به بسیج در پایان بنر اورده شده که حمایت خودشونو از این اعتراض اعلام کردن) گفت سادگی و بی الیشی و بی خرده شیشه بودن و در یک کلام زود باور بودن از خصایص روستایی ها نه فقط شمال بلکه کل ایرانه این فیلم هم به نظر من به شکل زیبا همراه با چاشنی سرگرمی به این موضوع پرداخته و توهینی در اون دیده نمیشه گرچه اقای محسن تنابنده (بازیگر نقش نقی) نویسنده سریال کمی تا قسمتی برای خودشون نوشابه اضافه هم باز کردن و نقش خودشونو زبر وزرنگ تر از یک روستایی معمولی نشون دادن(اونجا که دستگاه شنود و پشت دزده نصب میکنه یا گرفتن امضا از مسئول پزشک قانونی...

اگه قرا باشه به این مثایل اعتراض بشه پس بنده خداها ترکا و لرا چی بگن!؟نتیجتا اونا باید هر روز تو این مملکت تظاهرات کنن که.

در هر صورت حرف زیاده ولی اونچه که مشخصه اینه که بعضی ها واقعا نمیدونن از بیکاری چیکار کنن و به جای پرداختن به مسائل مربوط به درسو دانشگاه و پژوهش صرفا جهت اظهار وجود دست به یه همچین کارایی میزنن.




بنده خدا عزت ضرغامی.نمیدونین چه رنج نامه ای واسش نوشتن مثلا تو یکی از بندهاش نوشته

چرا در رسانه ملی به جای پرداختن به درس فرهنگ و ارزشهای دینی به تمسخر و رذایل اخلاقی میپردازید(جل الخالق .تلوزیون ایران و میگنا)این رسانه به جای ترویج فرهنگ حمایت از مستضعفین تجمل گرایی را ترویج میدهد ومتناسب با ذائقه مرفهین بی درد جامعه دست به تولید فیلم میزند!!!

خدایا....

مازندران زیبا

یه نما از بالای روستای کهن و زیبای حاجی شیخ موسی">راجع به این عکس هر چی فکر کردم نتونستم اسمی پیدا کنم.اما تو اخرین لحظات اپلودش یه اسم به ذهنم اومد و اونم اینه (مازندران زیبا)!

  شاید برای ما که اینجا زندگی می کنیم و این تصاویر جزیی از زنگی عادیمون شده کمتر زحمت لذت بردن از این موهبت و به خودمون میدیم.خدا کنه هیچ وقت حسرت دوباره دیدن اینجاها به دلمون نیفته.

خدایا شکرت